شبکه افق - 5 تیر 1404

ضرورت اصلاح "نظام سلطه" (اسرائیل، همان آمریکاست)

میلاد امام کاظم موسی بن جعفر ع - ۱۴۰۳

بسم الله الرحمن الرحیم

موسی بن جعفر(ع) فرمودند که: «إنَّ صَلاحَکُم فِی صَلاحِ سُلطَانِکُم.» صلاح شما، مؤلفه‌ای تابع صلاح سلطان است. سلطان به معنی شاه و پادشاه نیست. این که الان در علوم سیاسی سیستم‌ها را به پادشاهی یا سلطنت، جمهوری، پارلمانی تقسیم می‌کنند، کلمه فارسی را معادل یک اصطلاح خاص گذاشتند. ولی سلطان در لغت عرب، به معنی شاه نیست، به مفهوم نظام پادشاهی نیست. ریشه‌اش همان سلطه، تسلط است، یعنی آن نهاد و اشخاصی که برای جامعه تصمیم می‌گیرند. نهاد حاکمیت، نهاد دولت.

این تعبیر موسی بن جعفر(ع) یک قاعده فقه سیاسی است. وقتی کارهای شما درست می‌شود، راه درست شدن آن باز می‌شود، امکان اصلاحات اجتماعی هست که حکومت درستی باشد، آدم‌های درستی باشند و سیستم صالحی باشد یا اگر اشکالاتی، گاهی فسادی، چیزی دارد، قابل اصلاح باشد، اصلاح‌پذیر باشد. یعنی فساد در سیستم اگر بود، اصلاح بشود وگرنه فساد سیستمیک یا سیستماتیک می‌شود که دیگر قابل اصلاح نیست. راه فساد سیستماتیک، انقلاب است. سیستمی که بنیاناً فاسد است و جلوی اصلاح مقاومت می‌کند. اما سیستمی که فاسد نیست، ولی فساد در آن هست، آن فساد قابل اصلاح است. این یک قاعده مهمی است در حوزه فقه سیاسی. با تعبیر "إنّ" و تاکید شروع می‌شود، از طرفی ایشان کسی است که یک دهه از عمر خودشان را در زندان و زیر شکنجه سرودند. و در بقیه عمر هم معمولا موسی بن جعفر زندگی مخفی داشتند. تحت تعقیب بودند. یک دوره‌ای تبعید، یک دوره‌ای زندان. در راس جریان مقابل این حاکمیت، موسی بن جعفر(سلام‌الله ‌علیه) است. مدام هارون، شخص خلیفه، گزارش می‌خواست راجع به ایشان که کجاست، چه کار می‌کند، این‌ها. در مدینه، آن وقت‌ها که تازه زندان یا تبعید نبودند، گزارش مرتب می‌خواست که ایشان کجاست. هفت - هشت قیام مسلحانه علوی از طرف اولاد اهل بیت، امامزاده‌ها در نقاط مختلف شده بود و یک تکه‌هایی را هم از حکومت جدا کرده بودند. ولی نگرانی اصلی او این بود که می‌فهمید که پشت صحنه، رهبر همه این‌ها موسی بن جعفر است که از همه بیشتر پایگاه مردمی دارد، مردم دوستش دارند، قبولش دارند. هم استاد اخلاق و هم خادم بزرگ خلق، خدمات اجتماعی به محرومین، هم سازماندهی کردن مقاومت بود. مظهر و قله علم و تعلیم و تربیت. کافی است ببینید که علی بن موسی الرضا، حضرت رضا(ع) پرورش یافته موسی بن جعفر است. حضرت فاطمه در قم، حضرت معصومه، تربیت یافته ایشان است.

این قاعده حداقل پاسخ به دو گروه است. گروهی که می‌گویند: سلطه چه ربطی به ما دارد؟ ما متدین باشیم، مثلا حجاب شخصی داشته باشیم، به حجاب اجتماعی، به نمی‌دانم تقوای اجتماعی، کار نداشته باشیم و زیارتی برویم، خودمان صالح باشیم. ما خودمان صالح باشیم، نیازی به اصلاح سلطه نیست. اصلا صلاح فردی به صلاح اجتماعی چه ربطی دارد؟ ما سیاسی نیستیم! ما ولایتی هستیم، ما به سیاست کاری نداریم سیاسی نیستیم، ما به ولایت کار داریم نه سیاست! خب ولایت همین است. ولایت موسی بن جعفر و اهل بیت این‌ها هستند. می‌فرمود اصلا تو نمی‌توانی به صلاح فردی فکر کنی بدون این که به صلاح اجتماعی و صلاح سیاسی...

یکی از حضار: ارتباط صلاح اجتماعی و صلاح فردی چه می‌شود؟ چون بعضی اوقات صلاح فردی طرف به صلاح اجتماعی است.

پاسخ استاد: هر دو است. دو سویه است. اتفاقا موسی بن جعفر دارند همین را می‌فرمایند. چون عکس آن را هم از آن طرف داریم. از آن طرف هم روایتی داریم که فکر نکنید اگر شماها همه‌تان خلاف اصول انسانیت عمل بکنید، نظام اجتماعی و حاکمیت شما درست می‌شود. فرمودند که هم جامعه باید وظیفه‌اش را درست در برابر حاکمیت انجام بدهد، هم حاکمیت در برابر جامعه. هر کدام کوتاهی بکنند، سیستم به سمت عدالت نمی‌تواند حرکت کند. معمولا حکومت‌ها کوتاهی می‌کنند. معمولا نه، هم حکومت‌ها هم جوامع، هر دویشان معمولا هر دو قصور یا تقصیر دارند. بعد هم چوبش را خودشان خوردند. بعداً مکرر آمدند پیش امام حسن که آقا ما اشتباه کردیم، قیام کنیم. امام حسن فرمودند دیگر الان نمی‌شود. مگر هر وقت اراده کنیم می‌توانیم کلید قیام بزنیم؟ موقعیت آن موقع بود، از دست دادید. امام حسن شهید می‌شوند، ده سال بعد باز معاویه بیست سال حکومت کرده، ده سال بعد از امام حسن هم است. بعد می‌آیند به امام حسین می‌گویند حالا که معاویه رفت، حالا بیا قیام کنیم که باز آن قضایای کربلا پیش آمد. یعنی در کربلا هم باز مردم به وظیفه خود عمل نکردند. دلشان می‌خواست مجانی مشکلات حل بشود. شما بیایید آقا مشکلات جامعه ما را حل کنید. مگر یک طرفه می‌تواند؟ امام کاظم دارند می‌فرمایند که این شرط لازم است، اما کافی نیست.

این جمله‌ای که این جلو میز نوشتند پرسیدم برای کیست؟ گفتند: این تعبیر سیدحسن نصرالله است و اهمیت این جور حرف زدن وقتی دانسته می‌شود که کسی تاریخ ۸۰ سال گذشته را بداند که رژیم صهیونیستی و اسرائیل ناموس استعمار غرب تا همین الان بوده است. این رژیم و این ایدئولوژی مادی و استکباری که با ادبیات مذهبی وارد صحنه شده این نماد و سمبل و هسته اصلی استعمار غرب در جهان اسلام و بلکه کل جهان است.

این که ایشان می‌گوید: ما نه یک شهر، حتی نه یک روستا، بلکه طویله‌ای به نام اسرائیل را هم به رسمیت نمی‌شناسیم. این حرف در ۸۰ سال گذشته هیچ کس جرأت به زبان آوردن این را نداشته و تا همین الان هم ندارند. می‌دانید از بعد از جنگ جهانی دوم تمام این حکومت‌ها که به دست انگلیس‌ها، فرانسوی‌ها، روس‌ها، آمریکایی‌ها این‌ها افتاد، حکومت آن مستقل باشد، و جرأت این حرف‌ها را داشته باشد، نداشتیم. الان هم یک چهار پنج کشور شرایط آنها دارد عوض می‌شود در اثر انقلاب اسلامی. تنها و نخستین کسی که جرأت کرد این حرف را بزند و این خط را بشکند امام و انقلاب اسلامی بود. آن اولی که مقاومت در قبل از انقلاب حتی در لبنان به دست شهید مصطفی چمران، دکتر چمران که در امریکا داشت زندگی می‌کرد، خانم و خانواده آمریکایی داشت و از معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا فیزیک هسته‌ای می‌خواند، همه ‌چیز را به دعوت سید موسی صدر رها کرد. کل زندگی خود را در آمریکا رها کرد، مسلسل سلاح برداشت و آمد به جنوب لبنان، جوانان و نوجوانان مظلوم شیعه را جمع کرد و شهید چمران و شهید موسی صدر شروع کردند به تربیت یک نسلی. بذرش آن موقع کاشته شد، بعد انقلاب اسلامی آن را آبیاری کرد و حفاظت کرد و تکامل بخشید، ارتقا داد و نتیجه آن شد این وضعیتی که دارید می‌بینید.

شهید موسی صدر آن موقع گفت اسرائیل اصلا نماد شیطان در روی زمین است. ولی اگر یک وقتی شیطان یک طرف باشد، اسرائیل یک طرف، ما طرف شیطان می‌رویم و با اسرائیل می‌جنگیم. برای این که تجسم واقعی آن شیطان روی زمین، شیطان واقعی و مجسم، این‌ها هستند. بعضی‌ها فکر کردند اسرائیل یک کشور معمولی کشور است. اسرائیل یک کشور نیست. به هیچ وجه معمولی نیست. صهیونیسم یک ایدئولوژی نژادپرست ذاتاً مستکبر برتری‌طلب و صاحبان رسانه، سرمایه و نهادهای بین‌المللی در اختیار صهیونیست‌ها است. حالا اگر فرصت بشود من نمونه‌هایی از آن را عرض می‌کنم که چطور رسانه، هالیوود، دلار و بانک‌ها، اسلحه، کمپانی‌های بزرگ اسلحه‌سازی، قاچاق، مواد مخدر، خرید و فروش آدم‌ها، رسانه‌های اصلی در آمریکا و اروپا، این‌ها در این ۷۰- ۸۰ سال گذشته، صد سال اخیر، مخصوصا ۷۰- ۸۰ سال اخیر، به طور حداکثری در اختیار سرمایه‌داران صهیونیست است که عملا بر آمریکا و اروپا مسلط هستند.

اروپا که عرض می‌کنیم همه‌شان کشورهای لقمه لقمه هستند. می‌دانید کشورهای اروپایی که اسم آن‌ها را می‌شنوید مثل سوئیس، سوئد، نروژ، این‌ها هر کدام از آن‌ها اندازه یک استان ما یا شهر ما هستند. نه جمعیتی دارند، هیچکدام هم تقریبا حکومت مستقلی ندارند. اروپا در واقع همین انگلیس و فرانسه و سه چهار تا کشور است. آلمان هم که خودش مستقل نیست. بعد از جنگ جهانی هنوز ارتش آمریکا در آلمان هست. در ژاپن هست. از آنجا نرفته‌اند. هنوز آنجا حاکم هستند و ایتالیا، ژاپن، آلمان، حکومت‌ها، قانون اساسی، ارتش و همه‌ چیز، یعنی آن‌ها ایالت‌های آمریکا هستند. کاپیتولاسیون آمریکایی در این کشورها کاملا هنوز حاکم است. همان کاپیتولاسیونی که در ایران بود و امام علیه آن قیام کرد. همین الان حکومت‌های عربی منطقه هیچکدام جرأت نمی‌کنند بگویند ما اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسیم. همه‌شان با اسرائیل، با رژیم صهیونیستی کار می‌کنند. ملت‌هایشان علیه این‌ها قیام کردند، ملت‌ها طرف ما هستند. قدرت‌های رسمی، دولت‌ها طرف آن‌ها هستند. این کشورهای لقمه‌ای که پالایشگاه نفت هستند و پادگان نظامی، حکومت‌های آن‌ها ۷۰- ۸۰ سال است که اصلا به دست انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها سر کار آمدند. حکومت‌ها خانوادگی است. نگهبان منافع آمریکا، انگلیس، صهیونیست‌ها هستند. بدون اجازه آن‌ها آب نمی‌خورند. هسته اصلی ارتباط همه این‌ها با هم اسرائیل است. شکست اسرائیل، شکست کل استکبار در جهان است. شما دیدید چطور یک گروه حماس با این‌ها وارد عمل شد. از روز دوم- سوم رئیس جمهور آمریکا آمد اسرائیل، نخست وزیر انگلیس آمد، شاه انگلیس گفت ما کنار شما هستیم، رئیس جمهور فرانسه آمد، صدراعظم آلمان آمد. همه‌شان در اسرائیل آمدند و گفتند ما کنار شما هستیم. این جنگی که مردم بی‌گناه و بی‌سلاح را قتل عام کردند و کشتند و هنوز هم می‌کشند، این فقط ارتش اسرائیل نیست. ارتش اسرائیل مستقلا هیچ جنگی تا به حال نکرده است. حتی در جنگ‌های قبلی هم که کشورهای آن موقع مصر و سوریه که با اسرائیل جنگیدند، آن اولی که تشکیل شد، همان موقع هم همین ارتش آمریکا، انگلیس و فرانسه کمک اسرائیل آمدند. وقتی که جمال عبدالناصر را در مصر شکست دادند، ۱۹۷۶. یعنی مثلا ۵۰ سال پیش. در این فاصله هر جا بمباران کردند، کشتند، زدند، آن وقت‌ها که خب خودشان به تنهایی می‌توانستند. چون با گروه‌ها و افراد این‌ها سر و کار داشتند، با مردم بی‌سلاح، نیازی به کمک نداشتند. ولی هر وقت جنگ شروع شد، سریع آن‌ها آمدند. همین کاری که دیدید این دفعه کردند. از اول اصلا اسرائیل را این‌ها ساختند. چون حکومت خود آن‌ها اختیارش دست خودش نیست، دست سرمایه‌دارها یهودی صهیونیست‌ها است. بزرگترین میلیاردرهای آمریکا تقریباً بیش از ۸۰ درصد یا یهودی هستند، یعنی رسما صهیونیست هستند، یا مسیحی صهیونیست هستند. هر دو جناح آمریکا و انگلیس و فرانسه قبل از انتخابات و بعد از انتخابات اسرائیل می‌روند با آن‌ها بیعت می‌کنند! یعنی هم بوش، هم کلینتون رفت. قبلی‌های آن‌ها همینطور. پدر بوش، چون آن‌ها خانوادگی هستند. می‌دانید پدر بوش و پسرش، کلینتون و زنش، آن یکی دیگر و... چند تا خانواده هستند، ریاست جمهوری آمریکا بین این‌ها دست به دست می‌شود. خود این‌ها هم بعضی‌ها مثل ترامپ خودش میلیاردر است، سرمایه‌دار است. بقیه‌شان هم در اختیار سرمایه‌دارها هستند. یعنی بدون اجازه آن‌ها نه آب می‌خورند نه سناتور می‌شوند در کنگره، نه نامزد ریاست جمهوری می‌شوند، نه رئیس جمهور می‌شوند. کارخانه‌های اصلی اسلحه‌سازی که می‌دانید نصف اسلحه‌های دنیا را آمریکا تولید می‌کند. بزرگترین این کارخانه‌ها دست همین سرمایه‌دارها یهودی صهیونیست است.

صنعت سکس و پورنو و فحشا عمدتاً دست یهودی‌ها است، صهیونیست‌ها است در دنیا. که منشا آن هم خود آمریکا است. مواد مخدر، هالیوود، سینمای آمریکا که سینمای جهان را تغذیه می‌کند الان حدود ۷۰- ۸۰ سال است و حتی خود روشنفکران اروپا هم ناراحت هستند و می‌گویند که این اخلاق فاسد آمریکایی که خوش باش، لذت ببر، بخور، بکش، بگو این فرهنگ با فرهنگ نه مسیحی و نه حتی فرهنگ غیر مسیحی در اروپا سازگار نیست و من خودم دیدم، با این روشنفکران و اساتیدی در فرانسه، آلمان، حتی خود انگلیس جلسه داشتم که این‌ها به شدت از این سبک سینما و فرهنگ‌سازی عصبانی هستند. می‌گفتند اینها بچه‌های ما را هم فاسد کردند. و یک رویای آمریکایی که در فیلم‌ها ساختند، این برای من خیلی جالب بود. من فکر کردم مثلا حالا در اروپا دیگر این وضعیت نیست. بعد گفت در خود فرانسه، آلمان گفت یک چنان تصویری ساختند که بچه‌های ما در فرانسه و آلمان یکی از هدف‌هایشان این می‌شود که به آمریکا بروند. یعنی این رویاسازی، سراب درست کردن که آنجا فلان و فلان است، قربانی آن فقط کشورهای آسیایی و آفریقا و این‌ها نیستند. اروپا هم که می‌گفت آقا زبان ما، فرهنگ ما، نه فقط دین ما، حتی ما آن‌هایی که دینی نیستند، سکولار هستند، گفت اصلا این اخلاق ما، خانواده ما در این ۷۰ -۸۰ سال فروپاشی شد. ما صد سال پیش اینجوری نبودیم. زنان ما برهنه نبودند، خانواده‌ها اینقدر دچار فروپاشی نبودند. این فرهنگ، این سبک زندگی، هالیوود دست سرمایه‌دارها یهودی صهیونیست است.

این دو حزب، یعنی الان همین هم ترامپ هم این دیوانه ای که با در و دیوار حرف می‌زند (بایدن). حالا جالب است آنجا رقابت بین دو تا دیوانه است! آمریکا کارش به اینجا کشیده است. ترامپ را می‌بینی، می‌گویی باز صد رحمت به او، او را می‌بینی باز می‌گویی صد رحمت به این. این دو تا هر کدام می‌گویند ما صهیونیست تر هستیم. افتخارشان این است، یعنی پز می‌دهند. این بایدن صریح، اول این درگیری‌های غزه گفت من یک صهیونیست هستم. خودش صریح گفت من صهیونیست هستم. و قبلا گفته بود که اگر اسرائیل هم نبود، ما باید یک اسرائیلی در جهان اسلام درست می‌کردیم.

ترامپ هم که می‌گوید با این شیوه‌ای که بایدن رفته، اسرائیل دارد از بین می‌رود. من اگر بودم نمی‌گذاشتم. اگر من بودم ایران جرأت نمی‌کرد این کارها را بکند. فلسطینی‌ها هم جرأت نمی‌کردند، یمنی‌ها هم جرأت نمی‌کردند و من نمی‌گذاشتم. ولی الان دارد به سمت جنگ جهانی سوم می‌رویم.

دانشگاه‌ها، ده دانشگاه مهمتر آمریکا که اسم آن‌ها سر زبان‌ها است، از جمله همین دانشگاه کلمبیا که این جنبش ضد صهیونیستی شروع شد دوباره در آن. هیئت امنای آن، اکثر آن‌ها سرمایه‌دارها یهودی هستند. یعنی این‌ها رفتند نقاط سوق‌الجیشی را در این صد سال که رسانه، حزب سیاسی، بله، سینما و فرهنگ‌سازی، کمپانی‌های اسلحه‌سازی، یعنی زر و زور و تزویر. فرهنگ‌سازی، سلاح برای جنگ و خشونت، زور و زر سرمایه‌سالاری. عده آن‌ها خیلی کم است. ولی منابع اصلی ثروت و قدرت را گرفتند.

در فرانسه، در اروپا شما به حضرت عیسی(ع) و حضرت مریم(س) توهین کن. قرآن را بسوزان، انجیل را بسوزان، به پیامبر اکرم(ص) توهین کن، آزادی است. اما اگر جرأت داری یک کلمه علیه اسرائیل بگو، یک کلمه. اصلا سوال کن، صهیونیسم را نقد کن پوست تو را می‌کَنند. همین الان دارید وضعیت دانشگاه‌ها را می‌بینید. ۲۲۰ دانشگاه در آمریکا و اروپا قیام کردند. چفیه می‌بندند. همین شعارهایی که ما می‌دهیم ۳۰-۴۰ سال است، همین‌ها را دارند می‌دهند. اصلا این‌ها غیر عادی است. این‌ها مثل معجزه است، بلکه عین معجزه است. شعارهایی که ۴۰ سال است در روز قدس هر سال فقط در ایران بوده و یک عده طرفدارهای ما در بعضی کشورها و همه غیر قانونی. یک میلیون نفر در لندن شعارهای ما را دادند و در پاریس فرانسه آمدند. صدها هزار در آمریکا، کل ایالت‌های آن را حساب کنیم، میلیونی تجمع یکجا، بزرگترین تظاهرات و تجمع‌ها در آمریکا دارد اتفاق می‌افتد. وقتی که می‌بینید چفیه بستند، مرگ بر اسرائیل و درود بر فلسطین می‌گویند، ما فلسطینی هستیم. قدس برای صهیونیست‌ها نیست. مثل این که خواب داریم می‌بینیم.

من یادم هست سال‌ها در داخل همین ایران، عده‌ای می‌گفتند آقا فلسطین فلسطین، روز قدس، مرگ بر اسرائیل، آنقدر مرگ بر اسرائیل بگویید تا بمیرید! این نشان دهنده آسیب‌هایی در فرهنگ سیاسی در کشور است و یک ضعف‌هایی در توضیح و تبیین مسئله است. برای ما عادی است، یعنی ۴۰ سال است داریم می‌گوییم. شما از وقتی بچه کوچک در مدرسه ابتدایی بودید همین حرف‌ها را می‌گفتید و همین شعارها را می‌دادید. شعار را مرگ بر اسرائیل می‌گفتید. برای شما این‌ها عادی است. در دنیا صدتا تابو شکسته است. یعنی گفتن این شعارها در هر کشوری انقلاب به حساب می‌آید. دیگر اوج ماجراجویی و درگیری است. یعنی قرمزترین خط قرمز در آمریکا و اروپا همین شعار بود. ۲۲۰ و خرده‌ای دانشگاه، دانشجو و استاد بریزند، طرف سر و صورتش را چفیه ببندند، از این طرف دفاع کنند. صدها نفر را در همین چند روز، استاد و دانشجو را در دانشگاه آمریکا بازداشت کردند. حالا آمار رسمی که دادند حدود ۵۰۰-۶۰۰ است. آمار غیر رسمی بالای هزار و خرده‌ای، نزدیک ۲۰۰۰ است، در همین چند روز گرفتند. دیدید با اسب و تفنگ و مسلسل وارد دانشگاه‌ها شدند. اعلام کردند همه را از دانشگاه باید اخراج کنید. چون ناموس ما اسرائیل است. اعلام کردند هر کس هم در آمریکا، هم انگلیس، هم فرانسه، سریع قانون گذاشتند که هر کس به نفع فلسطینی‌ها شعار بدهد، اولاً همه این‌ها را از دانشگاه اخراج کنید حق ادامه تحصیل ندارند. ثانیاً در هیچ شرکت و کمپانی دولتی و خصوصی، حق استخدام این‌ها را تا آخر نخواهد داشت. یعنی هیچ کس نمی‌تواند به این‌ها شغل بدهد. آن‌هایشان هم که آمریکایی یا انگلیسی این‌ها نیستند، از کشورهای دیگر آمدند، باید اخراج بشوند. یعنی این خط قرمز ماست! حالا بفهمید که اسرائیل یک کشور نیست.

صحبت این که می خواهند یهودی‌ها کجا بروند! اتفاقا بیشترین فشار علیه یهودی‌ها در همین کشورهای اروپایی بوده. در جهان اسلام یهودی‌ها کاملا آزاد بودند. اصلا تمام بازارهای ما دست یهودی‌ها بود. این‌ها از زمان بنی اسرائیل تا زمان پیامبر اکرم(ص) در مدینه، تا همین الان هر جا هستند زود می‌روند آن خرخره ثروت، صرافی‌های آن موقع، بانک‌های حالا، همه جا زود می‌روند، می‌فهمند که همه چی اینجاست، می‌گیرند. یهودی‌ها که در ایران هم، در جهان اسلام همیشه آزاد بودند. در کشورهای اسلامی، اهل ذمه، مسیحی و یهودی، طبق فقه ما، طبق قرآن و طبق سنت، این ها با مسلمان آزادی دین و عبادت داشتند و همه محترم بودند. در خود فلسطین، یهودیان اقلیتی بودند. در این هزار سالی که فلسطین در دست مسلمین بود، یهودیان و مسیحیان آزادانه آنجا آمدند رفتند اصلاً کسی کاری نداشته، اصلاً آنها همسایه بودند این مسلمان بود، این مسیحی بود و این یهودی. البته اکثر آنها مسلمان بودند، ولی اصلاً جنگ دینی و مذهبی با هم نداشتند. هرکس می‌خواست می‌آمد عبادت و زیارت می‌کرد و برمی‌گشت. یهودی و مسیحی، چون می‌دانید قدس برای همه ادیان ابراهیمی مقدس و محترم است.

اصلاً حضرت عیسی(ع) فلسطینی بود. این عیسایی که در فیلم‌های هالیوود می‌بینید اروپایی است، این مسیح اینهاست. مسیح واقعی فلسطینی بود. همین غزه ای ها بودند. همین شهرهای اشغال فلسطین. خب شروع مسیحیت حضرت عیسی(ع) فلسطین است. فلسطین برای همین امپراتوری‌های غرب و رومیان هم برای یهودیان مقدس هستند و هم برای مسلمانان مقدس است و محل معراج پیامبر اکرم و قبله اول مسلمین است.

آن وقت ما نزدیک دو میلیارد مسیحی در دنیا داریم که البته این را بدانید که اکثر اینها به زور مسیحی شده‌اند. یعنی اکثر اینها در جنگ‌ها مسیحی شده‌اند. امپراتوری روم و بعد از آن قدرت‌های بعدی، فقط معمولاً مسیحیان خود فلسطین و خاورمیانه، آنها مسیحی بودند. که الان هم بیشترشان ارتدوکس هستند. وگرنه کل این مسیحیانی که در اروپا، آمریکا، آفریقا و آسیا هستند، اینها همه با جنگ و اشغال مسیحی شده‌اند. ولی خوب جمعیت آنها بالاخره دو میلیارد و خورده‌ای است. اینها اسماً مسیحی هستند. یک میلیارد و خورده‌ای مسلمان هستند. یهودیان چند نفر هستند؟ در کل دنیا پانزده میلیون نفر هستند. اصلاً اینها جمعیتی نیستند. اصلاً یهودیان تمام شده‌اند. جمعیت یهودی در دنیا وجود ندارد. پانزده میلیون نفر به اندازه جمعیت تهران یا کمتر از آن هستند. کل یهودیان دنیا. و اکثرشان هم اصلاً مذهبی نیستند. یعنی سکولار و خوش‌گذران و عیاش هستند و اکثرشان اصلاً کنیسه نمی‌روند و اهل عبادت نیستند. آنهایی که مذهبی و متدین هستند، آنها هم عده زیادی‌شان ضد اسرائیل هستند. هر سال دهه‌ی فجر اینجا می‌آیند و خودشان پرچم اسرائیل را آتش می‌زنند.

بعضی‌ها می‌گفتند آقا شعار «مرگ بر فلسطین» اصلاً فلسطین به ما چه؟ مگر اصلاً امکان دارد فلسطین آزاد بشود؟ برای خودتان می‌گویید! اصلاً کسی در دنیا نمی‌فهمد شما چه می‌گویید و گوش نمی‌کنند. خوب حالا اینها کجا هستند؟ بعضی‌ها حتی از رده‌های بالا مقامات جمهوری اسلامی بودند. اینها خفه شدند و الان هیچی نمی‌گویند. فقط در ایران پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش می‌زدند. الان در ۱۲۰ کشور جهان پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش می‌زنند. اینجا می‌گفتند «مرگ بر اسرائیل» در ده‌ها کشور، همه جا در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا «مرگ بر اسرائیل» است. می‌گویند «مرگ بر اسرائیل.» صدور انقلاب چیست؟ همین است دیگر، از این بیشتر چه؟ چه کسی فکر می‌کرد در دانشگاه‌های آمریکا شعار بدهند؟ مقامات اطلاعاتی آمریکا، یکی‌شان رسماً اعلام کرد که اغتشاشات دانشگاه‌های آمریکا زیر سر ایران است. ایران دارد این کارها را می‌کند. بسیج دانشجویی واشنگتن، نیویورک و لندن فعال‌تر است.

در زمان شاه، ما هفتاد- هشتاد هزار آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی در ایران داشتیم. هیچ کس بدون اجازه آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و اسرائیلی‌ها حق آب خوردن نداشت. شاه از اینها دستور می‌گرفت. کاپیتولاسیون هم بود. ارتش ما، پلیس ما، ساواک که چگونه شکنجه کند، ناخن بکشد و چه کار کند، همه اینها زیر نظر افسران آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی بود. نفت ما. ژنرال ارتش ما باید جلوی گروهبان آمریکایی احترام می‌گذاشت. نظام آموزشی مدارس ما، رئیس دانشگاه تهران و دانشگاه شریف (آریامهر که آن موقع اسمش بود) بدون اجازه سفارت آمریکا، اسرائیل حق وتو داشت. همه چیز ما دست اینها بود. وقتی امام در پانزده خرداد علیه کاپیتولاسیون، علیه شاه، علیه آمریکا و علیه اسرائیل حرف زد، ایشان را گرفتند و گفتند علیه شاه، آمریکا و اسرائیل شما چیزی نگویید. همین سه تا را گفتند. امام قبل از تبعیدشان به زندان رفت. راجع به هر چیز دیگری می‌خواهی بگو. امام گفت: من غیر از این سه تا حرفی ندارم، چون تمام مصیبت‌ها زیر سر این سه تا است. من فقط علیه آمریکا، اسرائیل و شاه حرف می‌زنم، چون ایران دست اینها است. شاه عامل شان آن هاست.

آن وقت حالا در دانشگاه‌های آمریکا، در انگلیس، در فرانسه، شعارهایی که فقط در ایران داده می‌شد، دارند می‌گویند. پرچم آمریکا و اسرائیل را آتش می‌زنند. ایدئولوژی این انقلاب جهانی شد تا قلب و عمق آمریکا و اروپا فتح کرده است. آنها می‌گویند ایران، علی‌رغم این همه ترور و تحریم و جنگ و فشار و اغتشاش و جنگ رسانه‌ای، قوی و قوی‌تر می‌شود.

و اما این عملیات موشکی «وعده صادق» این هم یک ساختارشکنی بود. در دنیا هیچ کس رسماً جرأت نمی‌کند به پایگاه‌های آمریکا یا اسرائیل رسماً بگوید من هستم و حمله کند. هیچ کس، همین الان هم جرأت ندارند. حتی چین، حتی روسیه. بقیه هیچی. فقط و فقط ایران و نیروهای انقلاب اسلامی چنین جرأتی دارند. اینها کسانی بودند که، می‌گویم امام را زندانی کردند به خاطر این که یک کلمه علیه اسرائیل گفت.

"آمی آیالون"، رئیس سابق سرویس اطلاعات اسرائیل، یعنی رئیس قبلی ساواک اسرائیل و کل اسرائیل یعنی این جزو اصلی‌ترین افراد رژیم صهیونیستی است. می‌گوید با این که کل رسانه‌های اصلی دنیا در دست ما بود و هفتاد هشتاد سال است که ما داریم می‌گوییم هرکس علیه اسرائیل حرف بزند، یهودستیز و فاشیست و نازی و هیتلری و فلان است، الان تمام افکار عمومی دنیا، حتی بچه‌های خود ما، علیه ما است.

پسر یکی از بنیانگذاران رژیم صهیونیستی که در آمریکا زندگی می‌کند، علیه اسرائیل حرف زد و گفت: «این رژیم، رژیم آدم‌کش و کودک‌کش است و من اگر الان آنجا بودم، من کنار فلسطینی‌ها بودم. اینها خیلی چیز عجیبی است. اصلاً اگر کسی در دلش هم بود، جرأت نمی‌کرد این حرف‌ها را بزند.

امی آیالون، رئیس قبلی ساواک سرویس اطلاعات داخلی اسرائیل (شین‌بت) می‌گوید: «آنقدر آبروی ما رفت و فضا به نفع اسلام‌گراها و فلسطین برگشت که من احساس می‌کنم اگر فلسطینی بودم، حتماً با اسرائیل می‌جنگیدم.» خودش می‌گوید. می‌گوید آنقدر فضای افکار عمومی برگشت که در این چند دهه کسی جرأت نمی‌کرد علیه اسرائیل و آمریکا حرفی بزند، حتی فکر کند. ولی الان طوری شده است که من خودم اگر از من بپرسند (در دانشگاه‌های اروپا، آمریکا و جاهای دیگر از من سؤال کنند)، من می‌گویم اگر فلسطینی بودم، حتماً با اسرائیل می‌جنگیدم.» و گفت: «وزیر امنیت ملی ما و وزیر دارایی ما و حتی وزرای اقتصادی ما هم تروریست هستند. چه برسد به بقیه!» چه کسی دارد این حرف را می زند؟ شما می‌دانید مثل همان اردشیر زاهدی که فوت کرد. شما دیدید چه جوری مرید ایران و قاسم سلیمانی و اینها بود و علیه شاه و آمریکا حرف زد. می‌دانید این چه کسی می‌گوید؟ او کسی بود که پدرش کودتای 28 مرداد را کرد و با آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها کار می‌کرد و مصدق را سرنگون کرد و شاه را دوباره برگرداند. خودش هم داماد شاه است. یعنی داماد اینها است. نزدیکترین آدم به شاه و اینها بود. یعنی اینهایی که از پهلوی و سلطنت و اینها حرف می‌زنند، دیگه شماها دُم زاهدی هم نیستید. زاهدی گفت آقا ما ایران را تحقیر کردیم. من شرمنده هستم که ما ایران را چقدر بدبخت و ذلیل کرده بودیم و ایران الان عزت و قدرت دارد و در دنیا محترم است. گفت من افتخار می‌کنم که کسانی مثل همین سپاه قدس و سلیمانی و اینها ایرانی هستند. حالا این رئیس ساواک اسرائیل بوده و دارد این حرف‌ها را می‌زند. می‌گوید ما نماینده بخش کوچکی از یهودیان و بخش کوچک و فاسدی از یهود هستیم، اما قدرت را از سیستم ائتلافی و سرمایه‌داری و نظامی‌گری می‌گیریم.

آیالون در پاسخ به این سؤال که وضعیت فلسطینی‌ها تحت حملات اسرائیل الان چگونه است؟ گفت دنیا الان این‌گونه ما را می‌شناسد. همیشه ما می‌گفتیم یهود آواره، یهود مظلوم، یهود سرگردان، یهود قربانی هولوکاست و اینها. الان می‌گویند هولوکاست واقعی دارد در غزه اتفاق می‌افتد. هولوکاست در عراق و افغانستان و یمن و اینها اتفاق افتاد وقتی ارتش آمریکا و انگلیس و اینها حمله کردند. «این زندگی مردمی است که آرزوی آزادی دارند، اما نمی‌توانند آن را ببینند. ما بخواهیم یا نخواهیم، زندگی میلیون‌ها فلسطینی و مسلمانان را با زور و دیکتاتوری کنترل کرده بودیم، ولی دیگر امکان ادامه کنترل نیست.» و می‌گوید: «این اتفاقات همه زیر سر انقلاب اسلامی بود. آنها ما را در هم شکستند و آنها دارند جغرافیای سیاسی منطقه و جهان را تغییر می‌دهند.»

یکی از مقامات اسرائیل می‌گوید: «ما متاسف هستیم که به لحاظ اقتصادی، ما در همین شش ماه چند صد میلیارد دلار صدمه دیدیم و هیچ دستاوردی هم تا الان نداشتیم.» بعد صندوق بین‌المللی پول، که آن هم تازه رهبری‌اش پشت پرده مثل بانک جهانی دست سرمایه‌داری صهیونیست آمریکایی است، می‌گوید: «صندوق بین‌المللی پول گزارش داده است که ایران علی‌رغم تحریم‌ها، نرخ رشد اقتصادی ان 5/5 درصد شده است که دومین رتبه سرعت رشد اقتصادی در جهان است!» می‌گوید: «صندوق بین‌المللی پول این را می‌گوید و ناراحت است که چرا این آمار را اعلام می‌کنند؟ ما که مخالف اینها هستیم، ما نباید بگوییم.» می‌گوید: «با وجود این تحریم‌ها و مشکلات، صندوق بین‌المللی پول در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ میلادی اعلام کرد ایران با نرخ رشد اقتصادی 5/5 درصد، دومین رتبه را در بین کشورهای جهان به لحاظ سرعت رشد اقتصادی دارد.» هند با رشد 5/6 درصد، سرعت رشدش اول، ایران دوم است. آلمان دچار رشد منفی اقتصاد و رکود اقتصادی شده است. همچنین عربستان، با این که عربستان اصلاً اقتصاد و صنعت و کشاورزی ندارد و فقط پول نفت دارد، آنها رشد منفی یک و یک دهم درصد دارند. آلمان رشد منفی سه دهم درصد دارد. صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده ایران - باز یک تاریخ دیگری را می‌گوید- رشد سه و هفت دهم درصد برای اقتصاد ایران در سال آینده، رشد سه و دو دهم درصد برای سال ۲۰۲۵ پیش‌بینی شده است. بعد می‌گوید: «این شکست بزرگی برای ما است. برای چه؟ این همه تحریم و این همه فشار، باز نتیجه‌اش این بشود.»

و بعد وضعیت اقتصاد اسرائیل را بررسی می‌کند. اینها که می‌گویم مطالبی است که در مجلات و روزنامه‌های غرب نوشته شده است؛ در آمریکا، اروپا، بعضی‌هاشان حتی خود اسرائیل، چون دعواها و اختلافات داخلی دارند.

سرهنگ نیروی هوایی آمریکا می‌گوید: «من چهار سال در اوج جنگ‌های سوریه که منطقه کُردهای سوریه بودیم و نبردهای عراق و سوریه را مدیریت می‌کردیم و طرف ما همین سپاه قدس و فاطمیون و زینبیون و لبنانی‌ها و حزب‌الله و اینها بودند، می‌گوید ما غیر از این که عملاً در جنگ روی زمین، عملاً بساط خودمان را جمع کردیم و عقب‌نشینی کردیم و به پادگان‌های خودمان رفتیم. ما از پادگان‌ها دیگر در عراق و سوریه و اینها جرأت نمی‌کردیم و نمی‌کنیم بیرون بیاییم. قبلاً هیچ جا، در هیچ کشوری که گرفتیم، اینگونه نبوده است.»

وقتی سلیمانی را زدند، ترامپ آمد چه گفت؟ گفت: «ما این را زدیم برای این که این بزرگترین تروریست دنیا بود و هزاران سرباز آمریکایی را اینها در عراق و افغانستان کشتند برای همین ما زدیم.» بعد بزرگترین تشییع جنازه دنیا برای قاسم سلیمانی برای تروریست‌ترین آدم دنیا برگزار شد! حتی در خود آمریکا. می‌دانید زمانی که سلیمانی را زدند، در بیش از بیست ایالت آمریکا در خیابان‌ها آمدند عکس سلیمانی و عکس ابومهدی دستشان بود و عکس ترامپ را آتش زدند. یعنی در ایالت‌های آمریکا، طرفدار ما بودند. و عکس ترامپ را آتش می‌زدند.

بعد می‌گوید: «ما علاوه بر این، با ابداعات نظامی که ایران صورت داده و جوانان ایرانی کرده‌اند (دانشجویان ایرانی)، ما تا به حال با چه جور چیزهایی روبرو نشده بودیم.» می‌گوید: «مثلاً برای سه روز، تمام تمام ارتباطات الکترونیک ما قطع شد، وسط درگیری و ما نفهمیدیم چرا، ولی فهمیدیم کار ایرانی‌ها است. نه GPS داشتیم و نه حتی ارتباطات امن و عادی. همه را با فرکانس‌هایی که صادر می‌شد، کلش را فلج کردند.» یک جای دیگر می‌گوید: «دانشجویان ایرانی از داخل ایران، دریچه سد نیویورک را باز و بسته می‌کنند، هکرهای ایرانی هک کردند، و از آنجا می‌توانند یک مرتبه، مثلاً چراغ قرمزها را در واشنگتن، در دالاس، در تگزاس، چراغ‌ها را سبز و قرمز کنند، دریچه‌های آب را باز کنند، برق این شهر را قطع کنند.» و می‌گوید این خطر بزرگی است.

می‌دانید در همین درگیری جنگ‌های اخیر، برق تل‌آویو، برق نصف یا دو سوم تل‌آویو چند ساعت بطور کامل قطع شد. گفتند این را ایرانی‌ها کردند، هکرهای ایرانی، دانشجویان ایرانی این کار را کردند. اینها خودشان پدران تکنولوژی فنی و نظامی در دنیا هستند. اینها ابرقدرت در این عرصه‌های علمی هستند. تمام دنیا یک طرف، اینها یک طرف. هنوز تا همین الان چین و روسیه و اینها دنبال سرقت علمی از اینها هستند.» می‌گوید: «بعد از سه روز، فرمانده پایگاه ما به ستاد کل ارتش ایالات متحده خبر داد و چند تیم متخصص IT و فاوا و چه از آمریکا با سرعت آمدند که ارتباطات ما وصل شد، چون ما حتی نمی‌توانستیم یک بالگرد را حرکت دهیم. چون همه چیزها کنترل می‌شد. بی‌سیم‌های ما یا قطع بود یا تحت کنترل اینها بود. تیم ارزیاب چند روز تلاش کرد و به این نتیجه رسید که این اختلال از پایگاه ایرانی در فاصله دویست کیلومتری پایگاه ما دارد اعمال می‌شود.» یعنی دانشجویان ایرانی از دویست کیلومتر آن طرف‌تر، کل سازمان ما را از هم پاشوندند و برای ما عجیب بود که بدون ماهواره یا آواکس (هواپیماهای رادار)، از دویست کیلومتر آن طرف‌تر چگونه کل سیستم ما را فلج کردند. ما مجبور شدیم فیزیکی رفت و آمد کنیم و پیام ببریم و بیاوریم. بعد از بررسی متخصصین به این نتیجه رسیدند که قصد ایران از جنگ الکترونیک، آزار دادن ما نیست، بلکه بطور کامل مختل کردن عملکرد ما است. هر چه ما با بی‌سیم و سیستم نامه‌نگاری الکترونیک از مشکلات می‌گفتیم، ایرانی‌ها دقیق رصد می‌کردند.» بعد می‌گوید: «یک جا هم سربه‌سر ما گذاشتند. ما داشتیم با فرمانده خودمان حرف می‌زدیم. وسط هایش می‌دیدیم ایرانی‌ها می‌گویند آره این کار را بکن. نه این کار را نکن! یعنی ما را سر کار می‌گذاشتند. «تصمیم گرفتیم تمام سیستم‌های خود را در سوریه خاموش کنیم، چون تمام رمزها و الگوریتم‌ها را عملاً خودمان انگار دودستی تقدیم ایرانی‌ها کرده بودیم. یکسری بی‌سیم جدید از آمریکا آوردیم و بین همه توزیع کردیم، ولی تا یک ماه کامل به سختی می‌شد کار را به نقطه‌ای دورتر یا پایگاه دیگر، ارتباط مطمئن برقرار کرد و نمی‌دانم چه شد که خود ایرانی‌ها تصمیم گرفتند این اخلال را برداشتند. یعنی یک ماه ما را آزار دادند، بعد هم خودشان تصمیم گرفتند که رها کنند. اما من به عنوان سرهنگ و دکتر و استاد دانشگاه که در IT خود را متخصص درجه یک می‌دانم، واقعاً در برابر ایرانی‌ها احساس حقارت کردم. ما ابرقدرت در ثروت و قدرت جهان بودیم، ولی ایرانی‌ها هر چه بخواهند به ما تحمیل می‌کنند و وضع ما به این شکل درآمده است. در خلیج فارس، ما پهپاد گلوبال هاوک را فرستادیم که قوی‌ترین و پیچیده‌ترین پهپاد جهان بود و فقط ایران توانست کار الکترونیک پهپاد ما را کنترل کند و از دست ما بگیرد. ما آنجا فهمیدیم که با یک رقیب و دشمن معمولی مواجه نیستیم و در بعضی جهات از روس‌ها و چینی‌ها قوی‌تر هستند، این قسمت را هیچ جا نگفتیم. شبی که گلوبال هاوک ما ساقط شد، فقط گفتند یک هواپیمای تجسسی ما هم در آسمان در همان نقطه بود. - که این را ترامپ گفت - اما ما آن روز یا آن شب از ساعات قبل با تمام توان و همه داشته‌های جنگ الکترونیک مشغول کار بودیم، ولی در جنگ الکترونیک شکست خوردیم. یک هواپیما نبود. می‌گوید کل توان ارتش آمریکا پای کار آمد، ولی اینها پهپاد ما را گرفتند. من می‌دانستم اپراتور پدافند ایرانی پشت صفحه رادار نشسته است و دارند به ما می‌خندند. در حالی که ما کاری کرده بودیم که یک پهپاد را هشت پهپاد ببیند. یعنی آخرین پیچیدگی‌ها، آن کسی که پشت رادار ایرانی نشسته بود، یک پهپاد را هشت تا ببیند. پهپاد ما از این طرفی برود، او فکر کند از این طرفی است. که سر آن قضیه هواپیمای اوکراین هم بعضی‌ها معتقدند همین اتفاق افتاد که اشتباهی آن موشک را زدند. ما یقین داشتیم که پدافند ایران نخواهد توانست هدف اصلی را از بین اهداف کاذب در صفحه رادار تشخیص دهد و نمی‌داند که کدام را باید ساقط کند. یعنی یک پیشرفته‌ترین پهپاد جهان را فرستادیم، هشت تا نشان می‌داد. گفتیم ایران نمی‌تواند که هر هشت تا را بزند و امکانش هم نیست. یکی‌اش را هم نمی‌تواند.» حالا جالب است. «اما ناگهان افسر ما که مسئول هدایت گلوبال هاوک بود، با فریاد گفت: اوه مای گاد، ممکن نیست. گفتم چه شده؟ گفت پدافند ایرانی از بین 16 هدف فیک، دقیقاً فقط هدف اصلی را زد. از کجا فهمیدند که این کدام است؟ می‌گوید آنقدر به همه ما در قرارگاه فرماندهی ارتش ما در خلیج فارس شوک وارد کرد که ترامپ با همه کله‌شقی‌اش از ایران تشکر کرد که خیلی ممنون هستیم که هواپیمای سرنشین‌دار ما را نزدید. ترامپ تشکر کرد و گفت خیلی ممنون هستیم که هواپیمای سرنشین‌دار ما را نزدید!

یادتان می‌آید بچه‌های ما پهپادشان را زدند بعد ترامپ گفت یک هواپیما آنجا داشتیم خیلی تشکر می‌کنیم که آن را نزدید! اصلاً آمریکا با دنیا این‌جوری حرف می‌زد؟ دو تا سیلی به او می‌خورد، می‌گوید ممنون هستیم که سومی را نزدید.

در همین قضیه اخیر، آمریکا هفت- هشت بار، شاید ده بار در ظرف چند روز، پیام مستقیم و غیر مستقیم داد که آقا به حضرت عباس ما نبودیم ما در جریان نیستیم، ما حمله نکردیم! اسرائیل کاری که می‌کند به ما ربطی ندارد به ما نگفته! اینها برای اولین بار است که در تاریخ دارد اتفاق می‌افتد. تابوها دارد می شکند، شعارها دارد عوض می شود، قدرت دارد جابجا می شود. یک ایدئولوژی‌هایی دارند پیر می شوند و می میرند و یک ایدئولوژی جدیدی در جهان سر برآورده است و ایرانی‌ها نقش اصلی را در آن داشته‌اند و دارند. تا قبل از این انقلاب، چه کسی در یمن بود که جرأت می‌کرد هر روز ناوهای آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی را بزند؟ اصلاً دیگر از بس زدند، می‌آید گزارش می‌دهد و می‌گوید: «امروز هم یک چندتایی زدیم.» رفتند روی کشتی اسرائیلی قلیان می‌کشند، تفریح می کنند، جمعه. ، چون جای شیکی است، یمنی‌ها مجلس عروسی‌شان را آن بالا می‌برند و مجلس و دایره می‌زنند و قلیان می‌کشند. همه اینها را مسخره کرده‌اند. اصلاً یمن سابقه چنین چیزی را داشته است؟ این قدرت، این جرأت، این مقاومت و این نترسی از کجا آمده است؟ عراقی‌ها هر روز، هنوز هم دارند اسرائیل را می‌زنند. اولی سیلی می‌زند، بعد می‌بیند که او نمی‌تواند جواب بدهد، بعد یکی محکم‌تر، بعد می‌بیند، بعد یکی در گوشش می‌زند.

چه کسی جرأت می‌کرد با اسرائیل بازی کند؟ بازی با اسرائیل، بازی با آتش بود. می‌دانید یک نفر اسرائیلی اگر دماغش خونی می‌شد، چندصدتا مسلمان را باید می‌کشت. یک اسیر اگر می‌داد، ده هزار نفر را با یک نفر مبادله می‌کرد. یعنی می‌خواست بگوید ما این‌جوری هستیم! خوب الان قضیه نیم‌وجبی، قوی‌ترین ارتش‌های جهان، سرویس‌های اطلاعاتی، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و اسرائیل و نوکرهایشان در منطقه، همه با هم آمده‌اند و نمی‌توانند آن اسرا را نه پیدا کنند و نه ردپایشان را پیدا کنند. می‌دانید که 30 تا از این اسرا، افسر و ژنرال‌های اسرائیلی هستند. که دیدید رفتند آنها را با شورت از توی خانه‌شان درآوردند. آن افسری که شورت به تن داشت و لخت آمده بود و گیج بود نمی‌دانست دارد خواب می‌بیند یا واقعاً او را گرفتند. این یک ژنرال است. اصلاً اینها تصور نمی‌کردند کسی جرأت کند این کار را بکند.

می‌گوید: «ما آن شب به ترامپ گزارش دادیم که قضیه خیلی جدی است و اینها خیلی قوی و دقیق هستند» چون ترامپ می‌خواست بگوید که پهپاد ما را زدند، مثلاً بروید چندتا پالایشگاه و فرودگاه اینها را بزنید. بعد هم سر قضیه سلیمانی اعلام کرد اگر بزنید ما سریع ۵۰ نقطه حساس ایران را می‌زنیم! و سر همین هم بود که سریع موشک‌ها آماده شد، چون رادارها نشان می‌داد که اطراف مرزهای ایران، هواپیماهای آمریکایی دارند پرواز می‌کنند و فکر کردند که مثلاً موشکی از طرف اینها شلیک شده است. می‌گوید ولی به ترامپ گفتیم که ما تضمین نمی‌کنیم که بتوانیم کنترل بکنیم. می‌گوید ایرانی‌ها هم دیوانه هستند، مثل بقیه نیستند که، بزنی می‌زنند. چون می‌دانید ایران در همین قضیه اخیر هم به آمریکا اعلام کرد اگر کوچکترین همکاری با اسرائیل بکنید و بزنید، تمام پایگاه‌های آمریکا را در منطقه (۴۰، ۵۰ تا پایگاه در این ۱۲ کشور اطراف) همه پایگاه‌هایتان را می‌زنیم. و می‌دانند که می‌زنند خالی‌بندی نیست.

اسرائیل افکار عمومی را در جهان، در غرب، در شرق، از دست داد. اصلاً در تاریخ اندونزی و مالزی راهپیمایی یک میلیون نفری برگزار نشده بود، ولی شد. دنیا واقعاً این پیچ تاریخی که می‌گویند، هر چند ماه دارد می‌بیند که همه چیز در حال عوض شدن است. می‌گوید: «در زمانی که ما ارتش ما در افغانستان بود، چند بار بزرگترین پایگاه آمریکا در افغانستان که در قندهار بود، عملاً توسط ایرانی‌ها بطور کامل فلج و تعطیل شد و ما اعلام نکردیم. من معتقد هستم ایران یک قدرت ناشناخته است و هنوز اهمیت آن را بعضی‌ها متوجه نیستند. ایران در حوزه جنگال (جنگ‌های الکترونیکی) بی‌نظیر است. قصد معرفی و علنی کردن آن را هم ندارد و من شک ندارم امکاناتی دارند که هنوز وارد صحنه نکرده‌اند. اسرائیل دیگر اسرائیل نخواهد شد.

نمونه دیگر "توماس فریدمن" است که آدم خیلی مشهوری است و آنهایی که مطالعات سیاسی و سیاست خارجی دارند، فریدمن را می‌شناسند. در غرب هم نظراتش جدی گرفته می‌شود. توماس فریدمن می‌گوید: «منافع غرب و آمریکا در جهان اسلام با بزرگترین خطر در تاریخ خودش مواجه است و ما ممکن است با چند تا اتفاق دیگر، کل این نفت و امکانات و این نوکرها و ثروتی که در منطقه داریم، همه را از دست بدهیم. خطری بزرگتر از هر زمان دیگری. اسرائیل به بدترین شکل در تاریخ خودش رهبری می‌شود. ارتش اسرائیل به دست چند هزار رزمنده مسلمان تحقیر شده است.»

فریدمن سه بار جایزه پولیتزر را در آمریکا گرفته است و مقالاتش در نیویورک تایمز (نیویورک تایمز هم برای صهیونیست‌ها است) خیلی خواننده دارد و می‌خوانند. می‌گوید: «پیش از آنکه بخواهم به تل‌آویو بروم، اکثر دوستان و نزدیکانم به من هشدار دادند که این اسرائیل دیگر آن اسرائیل قبلی نیست. آنها حق داشتند. این بار که به اسرائیل رفتم، با مکانی روبرو شدم که گویی ساکنانش هرگز قبلاً اینجا زندگی نکرده‌اند! ژنرال‌های اسرائیلی برای نخستین بار مجبور شده‌اند وارد جنگی بشوند که هیچ امیدی به آینده ندارند و متحد اصلی‌شان (آمریکا) هرگز قبلاً تا این حد عاجز نبوده است. فروپاشیده‌اند. فروپاشی اسرائیل یعنی فروپاشی استعمار غرب در جهان اسلام بعد از دو قرن جنایت و غارتگری. اگر اسرائیل سقوط کند، کل حکومت‌های وابسته خائن سقوط می‌کنند.

آن شبی که این عملیات انجام شد، شنیدید حداقل ده کشور، حالا بعضی‌ها خوانده‌اند و دیده‌اند و می‌گویند بیش از بیست تا حکومت. حالا بین ده تا بیست تا حکومت، همه آمدند دیوار دفاعی تشکیل دادند که موشک‌ها و پهپادهای ایران به اسرائیل نخورد، ولی نتوانستند. دو تا پایگاه مهم نظامی اسرائیل با خاک یکسان شده است. یعنی واقعاً تاریخ تقسیم شد به بعد از این عملیات وعده صادق و قبل از آن، و یک جهان جدید و منطقه جدیدی شروع شده است. می‌گوید: «آمریکا فقط مانده است که مداخله مستقیم بکند. آمریکا، انگلیس، فرانسه و اینها باید بیایند مستقیماً وارد جنگ شوند وگرنه دیگر ما نمی‌توانیم و نمی‌شود. اکنون بعد از آخرین سفرم به اسرائیل و کرانه باختری، درک می‌کنم که چرا همه می‌گفتند این همه تغییرات بزرگ ناگهانی بعد از حملات اخیر چگونه در این مدت کوتاه رخ داده است؟ صریح بگویم، دیگر برای من روشن است که اسرائیل آینده‌ای ندارد. اسرائیل در این برهه، در معرض بزرگترین خطر واقعی در تاریخ خود قرار گرفته است. هرگز تا این حد تضعیف و تحقیر نشده بود. این خطر از همه خطرات، از ۱۹۴۸ تا کنون بزرگتر است و از همه تهدیدها واقعی‌تر است. می‌گوید ما می‌خواستیم ایران را محاصره کنیم، حالا ایران ما را محاصره کرده است. اسرائیل با تهدیدات مجموعه‌ای از دشمنان مواجه است که جهان‌بینی تئوکراتیک را با تسلیحات مدرن قرن 21 ترکیب کرده است. یعنی شعارهای الهی و دینی را با آخرین و مدرن‌ترین تکنولوژی‌ها. این دوتا را با هم آورده است. هم می‌گوید خدا، هم پیچیده‌ترین و مدرن‌ترین سلاح‌ها را دارند تولید می‌کنند و قدرت تکنولوژی، علم و صنعت دارند مرزها را می‌شکنند.

ما علیه نام خدا و با حذف نام خدا این کارها را کردیم (تمدن غرب)، اینها طرفداران انقلاب اسلامی در کشورها به نام خدا دارند این کارها را می‌کنند و دیگر دشمنان اسرائیل را نمی‌توان گروه‌های کوچک شبه‌نظامی و چریکی دانست. همه به نوبه خود تبدیل به بازوهای انقلاب اسلامی شده‌اند و دارای ارتش‌های مدرن با تیپ، گردان، قابلیت‌های سایبری، موشک‌های دوربرد، پهپادهای دقیق و مدرن و پشتیبانی‌های فنی-لجستیکی شده‌اند و یک جبهه متحد علیه ما تشکیل شده است. بعد می‌گوید اگر این جبهه را شکست ندهید، این شکست اسرائیل، شکست کل غرب یعنی شکست آمریکا، انگلیس، فرانسه و اینها در جهان اسلام است. دوره استعمار تمام می‌شود، چون دو قرن است ما بر مسلمانان حاکم هستیم، داریم آن ها را می‌کنیم، حکومت‌هایشان را ما آوردیم، از ما دستور می‌گیرند، ولی همان بلایی که سر ما در ایران افتاد و بعد کم‌کم در عراق و سوریه و جاهای دیگر، در حال گسترش پیدا کردن است. اگر اسرائیل سقوط کند، ما با دشمنانی روبرو هستیم که موشک‌های آنها کل منطقه را تا هزاران کیلومتر می‌توانند هدف قرار بدهند.

یادتان می‌آید در دوره قبل، چند سال پیش، هسته‌ای را که اینها دادند، هی می‌گفتند آقا موشک‌ها را بدهیم برود! یک ایدئولوژی است به نام بده بره! هرچی که آنها می‌گویند بده بره. همان شاه می‌گفت: نفت را بده برود! هسته‌ای را بده برود، موشک را بده برود! عین همین عربستان و کویت، این ها قبلاً همه چیز را دادند رفته! این ها می گفتند این را هم بدهیم برود. بعد می گفتند که آمریکا که در مذاکرات هرچه گفته شما عمل کردید ایران به تمام تعهدات خود عمل کرد، هی می گویند مذاکره کنیم! خب پس این کارهایی که کردیم چه بود؟ این ها فکر کنم منظورشان از مذاکره یک کار دیگری است! مذاکره یعنی بنشینید با هم گفتگو کنید و توافق کنید، خب این کار را کردند، 18 سال با غرب مذاکره بود. خب شما هرچه آن ها خواستند که به حرف شان گوش کردید ولی آن ها تحریم هایشان را برنداشتند. ایران به صددرصد آن تعهداتی که در آن مذاکره داد عمل کرد. انگلیس، فرانسه، غرب به تعهدات شان عمل نکردند اما تحریم ها را بیشتر کردند و توهین هایشان بیشتر شد. بعد که مذاکرات و برجام به جایی نرسید آقایان گفتند که روی موشک‌هایتان آن گوشه، ریز نوشتید: مرگ بر آمریکا. این باعث شد که هیچ چیز نشود.


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha